تبليغاتX
زرتشت پیام آور آریایی
زرتشت در این جهان ، نخستین کسی بود که این دلیری را داشت که فکر کند دین راستین چیست ؟

 

             

 

   

   بقلم : موبد فیروز آذرگشسب

 

  برای آنکه خوانندگان ارجمند از مفهوم گاتاها و مندرجات آن

  و همچنین از سراینده آنها اطلاعاتی داشته باشند

  سعی خواهد شد ، قبل از درج سروده های مقدس گاتاها

  شرح مختصری از مفاهیم به طور مختصر و فشرده

  در زیر آورده شود :

 

  گاتاها از لحاظ مفهوم بمعنی سروده های آسمانی است

  و با واژه ی (( گیتا )) که سروده های مقدس هندوها ست مترادف می باشد.

  گاتاها دارای هفده هات یا فصل می باشد

  که چون نگینی در میان انگشتر یسنا قرار داده شده است

  و به پنج بخش تقسیم گشته است که عبارتند از :

  اهنود – اشتود – سپنتمد – وهوخشتر – وهیشتوایشت گات

  اهنودگات از هات 28 یسنا شروع و تا هات 34 ادامه دارد .

  جمعا هفت فصل بوده و بنام یشت گاهان نیز معروف است

  که معمولا هنگام انجام مراسم پرسه (ختم) توسط موبد خوانده می شود.

  اشتودگات دارای چهار فصل بوده

  از هات 34 یسنا شروع و به هات 46 خاتمه می یابد .

  سپنتمدگات نیز دارای چهار فصل می باشد

  که از هات 47 یسنا شروع و به هات 50 خاتمه می یابد.

  وهوخشتر و وهیشتوایشت گات هریک دارای یک فصل می باشند

  که هات 51 یسنا را وهوخشتر و هات 52 را وهیشتوایشت می نامند.

  گاتاها به زبان اوستایی بسیار کهن سروده شده

  و از لحاظ قدمت با (( ریگ وید )) هندوها برابری می کند

  و از سخنان خود اشوزرتشت می باشد .

  هرگاه بتوانیم زمان گاتاها را تعیین کنیم ،

  زمان اشوزرتشت سراینده ی این سروده های نغز را نیز می توان تعیین کرد.

  متاسفانه با سوخته شدن کتابخانه معظم شاهی در تخت جمشید بدست اسکندر مقدونی

  و از بین رفتن باقیمانده ی مدارک دینی زرتشتیان در اثر حملات اعراب

  و یورش و هجوم قوم مغول به این سرزمین ،

  امروز مدرک و ماخذی که بتوانیم تاریخ زرتشت و گاتاها را بطور دقیق بیابیم

  در دست نیست .

  به همین علت راجع به پیغمبر ایران تاکنون نظرات متفاوتی بیان شده است

  که از بین آنان راجع به سه نظر بحث خواهیم کرد :

  نظریه اول تاریخ سنتی است که

  زمان زرتشت را سیصد سال قبل از حمله اسکندر به ایران

  و یا حدود قرن ششم میلادی دانسته است

  ولی این نظریه امروزه به کلی مردود شناخته شده است

  بعلت اینکه زبان اوستایی گاتاها

  با فرس باستان هخامنشی هیچگونه شباهتی ندارد

  و از آن گذشته هیچکدام از شاهان هخامنشی ذکری از نام پیغمبر ایرانی نکرده اند.

    بعلاوه گشتاسب کیانی یاور و پشتیبان اشوزرتشت ،

  پادشاهی مقتدر و نیرومند بود در صورتیکه

  گشتاسب هخامنشی که در حدود قرن ششم (ق.م) میزیست

  پدر داریوش بزرگ و فرمانروای کوچکی بیش نبوده

  و تقریبا به طور گمنام زندگی می کرده است

  چنانکه داریوش در سنگ نوشته خود هیچ عنوانی برای پدرش عنوان نکرده

  ولی خود را شاه شاهان می نامد.

  نظریه دوم گفته های مورخین یونان است

  که زمان زرتشت را حدود شش هزار سال قبل از میلاد مسیح ذکر کرده اند

  این نظریه نیز بدلیل فقدان مدارک مستند و کافی ،

  طرفداران زیادی ندارد .

  نظریه سوم عقیده ی اوستا شناسان و دانشمندانی است

  که زمان اشوزرتشت را یکهزار تا یکهزار و هفتصد و پنجاه سال

  قبل از میلاد دانسته اند .

  یعنی زمان زرتشت را کمی پایین تر از زمان ((ریگ وید )) شمرده اند.

  در میان نظریات اوستاشناسان ، نظریه ی پروفسور میلز

  که کمال اهمیت را دارد ، بیان می شود :

  { سالها پیش تصور می کردم زمان پیغمبر ایران نباید بیش از

  یکهزار و پانصد سال قبل از میلاد باشد

  ولی بعدها در اثر مطالعات زیاد متوجه شدم

  که هرچقدر زمان زرتشت را از یکهزار و پانصد سال قبل از میلاد

  هم عقب تر ببریم ، منطقی تر خواهد بود

  زیرا هرگاه زبان گاتاها را قبل از پرستش مهر بدانیم

  میتوانیم این کتاب آسمانی را کهن ترین مجموعه خطی بدانیم

  که به ما رسیده است.

  ولی با توجه به کلیه حقایق مخصوصا تاریخ گذشته ایران

  و تغییراتی که در زبان آریایی به چشم می خورد

  و عدم وجود مهر و هوم در گاتاها ( دو ایزدی که در اوستای متاخر

  و ریگ وید مشترک بوده و به تفصیل از آنها بحث شده)

  نشان می دهد که سالیان بسیار بسیار درازی طول کشیده است

  تا کیشی که خالی از هرگونه موهوم و خرافات و تعصب و آلودگی بود

  تنزل کرده و به صورتی در آید که در مهرپرستی و آیین هوم رواج داشت.

  بطور مسلم و بدون تردید ، ایزدان مشترکی که در یشت ها و ریگ وید

  ذکر شده اند ، بسیار کهن می باشند

  و اگر زمان گاتاها را قبل از پرستش ایزدان مذکور بدانیم

  ( چون در متن سروده ها هیچ ذکری از نام آنها نشده )

  پس تاریخی برای قدمت گاتاها نمی توان تعیین کرد . }

  ضمنا پروفسور و دانشمند آلمانی در این باره می نویسد :

  { در سرتاسر گاتاها با وجود اینکه بیش از دویست بار

  از خداوند یکتا نام برده شده است

  اغلب به صورت ((مزدا اهورا)) و یا بصورت تفکیکی ((مزدا)) و ((اهورا))

  می باشد . در صورتیکه در سنگ نوشته های هخامنشی

  همیشه نام ((خداوند جان و خرد)) ، ((اورمزد)) و ((اهورامزدا)) ذکر شده است.

  این موضوع نشان می دهد که سالیان دراز و یا در حقیقت

  گذشت هزاران سال  لازم بوده است

  تا نامی را که مورد توجه و استفاده همگان بوده

  و هرروز مردم از آن یاد می کرده اند

  تغییر شکل و ماهیت بدهد

  یعنی از صورت ((مزدااهورا)) بشکل ((اهورامزدا)) و ((اورمزد)) درآید.

  تحول زبان به شکل مزبور خیلی بندرت

  و آنهم بعد از گذشت قرن ها امکان پذیر است.

  با توجه به نظریه پروفسور رامپیس و پروفسور میلز و تلفیق این دو عقیده

  می توان گفت زمان اشوزرتشت و گاتاها

  در حدود سه هزار تا سه هزار و پانصد سال قبل از میلاد بوده است.

  در هر حال اشوزرتشت به هر زمان و مکان و محیطی تعلق داشته باشد

  مایه افتخار ایران و سربلندی ایرانیان است

  زیرا اولین آموزگار و رهبری بود

  که بشر را بسوی یکتا پرستی و راستی ارشاد فرمود.

 

                                                                    ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 4:13  توسط قصه گو | 

 

   

 

  مهمترین کتابی که تاکنون درباره زرتشت فراهم آمده ، 

  اثر معروف پروفسور ا.و.و. جکسن (A.V.W.jackson) بنام زرتشت پیغمبر ایران باستان است

  که خود وی ، شاگردانش و دیگران بعدها مطالب جدیدی به آن افزودند.

  اما شایسته است آنچه را که ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ قرن چهارم هجری

  درباره زندگی زرتشت در کتاب معروف خود آثارالباقیه آورده در اینجا بیان شود.

  او می گوید :

 

  (( پس از آن ،

  زرتشت پسر سپیتمانِ آذربایجانی

  که از نسل شاه منوچهر و از خاندان اعیان و بزرگ مغان بود ، بیامد.

  و این در زمانی بود که سی سال از سلطنت ویشتاسب گذشته بود.

  قبایی در بر او بود که از چپ و راست شکاف داشت و زناری از لیف خرما بر میان بسته بود

  و خرقه رنگین نمدین در بر داشت ،

  و با خود صحیفه ی کهنه ای داشت که با دست آن را به سینه چسبانده بود .

  ویشتاسب نزد وی آمد و زرتشت او را به دین مزدیسنایی و تمام کردن ایمان به خدای یگانه

  و تسبیح و تقدیس او ، دست برداشتن از پرستش شیطان و فرمانبرداری از پادشاهان ،

  و اصلاح طبیعت دعوت کرد .

  وی کتابی آورد که آن را اوستا می نامند .

  این کتاب به زبانی جز همه ی زبان ها نوشته شده

  و به زبانی است که حروف آن بر جمیع زبان ها فزونی دارد ،

  تا چنان باشد که اهل هیچ زبانی ، علم آن را منحصر به خود نسازد .

  او کتاب خویش را در برابر ویشتاسب نهاد و دانشمندان حضور داشتند

  و گروهی از مردم فراهم آمدند ، پس زرتشت فرمود تا مس را بگداختند و آنگاه گفت :

  " خداوندا ، اگر این کتاب از توست که مرا با آن نزد این پادشاه فرستاده ای

  زیان مس گداخته را از من بازدار . "

  پس فرمود تا مس گداخته را بر او فروریزند ،

  و آن را بر سینه و شکم او ریختند و به زیر و روی او روان شد

  و انتهای هر تار موی او گلوله ای از مس آویخته شد

  و شنیده ام که زمانی شاهان آیرانی  این گلوله ها را در خزانه های خود محفوظ می داشتند.

  پس ویشتاسب دعوت او را اجابت کرد و گفت که فرشتگان از طرف خدا نزد او آمده اند

  و به او فرمان داده اند که چون زرتشت بیاید ، به او بگرود و آنچه را آورده بپذیرد .

  و زرتشت پس از آن هفتاد سال و به قولی چهل و شش سال بزیست

  و مردم را به دین پاک خود خواند ... ))

 

  و هیچکس را به کتاب اوستا که زرتشت آورد ، دسترس نبود

  مگر آنگاه که از دین وی مطمین شوند و به آیین او ایمان بیاورند.

  پیروان این دین رفتار نیکوی او را می ستودند و چون چنین می شد

  تصدیق نامه ای تحصیل می کردند مشعر به این که

  پیشوایان دین به او اجازه داده اند که در کتاب اوستا نظر کند.

  نسخه ای از این کتاب در خزانه دارابن دارا ( هخامنشیان )  نگهداری می شد

  که آن را با آب طلا بر روی دوازده پوست گاو نوشته بودند .

  در آن هنگام که اسکندر آتشکده ها را ویران کرد و هیربدان را کشت ،

  این کتاب را نیز بسوخت .

  از آن زمان که به اندازه ی سه خمس این کتاب از دست رفته

  و از سی نسک آن بیش از دوازده نسک بر جای نمانده است .

  ( نسک نام پاره ای از پاره های اوستاست. )

  اما ژرفترین احساسات شریف و جرات ایمان و آزادی خیال و همت مذهبی

  و هوشمندی و نهایت مقام اخلاقی زرتشت در گاتها ی وی متبلور است

  که از هر گزندی ایمن مانده .

 

                                                         * ارباب کیخسرو شاهرخ *

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:19  توسط قصه گو | 

 

      

 

  آموزش های بنیادی :

 

  گاتاها سروده های پیامبر ایرانی اشوزرتشت است .

  زرتشت ، زندگی خوب ، همراه با نعمت و رفاه و خوشی و لذت و شادمانی را به مردم توصیه کرد.

  زبانی روان و گویا و اندیشه ای بارور داشت . بر آن بود تا زندگی را نو کند ، یعنی دیگرگون سازد.

  می گفت شالوده ی بهزیستی در یک محیط اجتماعی بایستی بر یک بنیان اخلاقی استوار باشد .

  زیربنای این محیط برای تفاهم و شادمانی و نیکی ، سه اصل بود :

  اندیشه ی نیک ، گفتار نیک و کردار نیک . یا : هومت humat  ، هوخت hukht ، هورشت hvarsht .

  خود پیامبر ، این شاعر راستین ، در هات بیست و هشتم ، بند سوم از گاتاها می گوید :

  (( من برای تو ای اشا ، ای راستی -  و برای تو ای وهمن ، ای منش نیک –

  و برای تو ای مزدا ، ای خدای جان و خرد – و از برای کسانی که آرمیتی ، پارسایی و دوستداری

  شهر جاودانی را می آرایند ، سرودهایی می سرایم که کسی تاکنون نسروده است . ))

  در واقع نیز کسی تا زمان ما اینگونه سرودها و گفتارهایی نسروده است .

  میلز استاد دانشگاه آکسفورد که محققی برجسته و نامدار در گاتها بود

  و در فلسفه و ادیان شرق از بزرگان به شمار می رفت ، در مقدمه گاتها می گوید :

  (( به پژوهندگان اوستا می توانیم نازک ترین و پرارزش ترین نکته هایی را که در نوشته های باستانی

  یافت می شود ، هدیه کنیم . در آن تکه های بی همتا – یعنی گاتها - که بازمانده یی بس ارجمند

  برای داستان معنوی بشر است ، زرتشت برای ما سخنانی آورده که هرجای آن از فکر انباشته است .

  فشردگی اندیشه در آن به اندازه ای است که مانند ندارد . ))

  در جهان نخستین ، که بشر در اسارت خرافات و موهومات کودکانه اسیر بود ،

  آوای بی مانند زرتشت ، انقلابی تازه و نو بود و شگفتا که امروز نیز تازه و نو است

  و در جهان ما هرگاه بدان عمل شود ، بهشت را بر روی زمین و در درون خود خواهیم یافت.

  در گاتها از شرایع و آداب دست و پا گیر دین و مسایلی چون دوزخ ترس آور و بهشت فریبنده و

  مناسک و رسوم خبری نیست . در گاتاها بنیانی استوار برای یک زندگی به سامان و خوب

  و زندگی اجتماعی و مبارزه با بدی و زشتی و پایداری در ساختن آینده یی تابناک تجلی می کند .

  خدایان کهین و مهین برمی افتند . مراسم خرافی مردود شمرده می شود .

  اعمال فریبنده کویها و کرپن ها ( = کاهنان ) محکوم شمرده می شود.

  با متجاوزان و بیدادگران امر به مبارزه و پیکار می شود .

  خداوند یکتا و یگانه ، با نام اهورامزدا اعلام می گردد .

  آدمی آزاد و مختار است که راه نیک را برگزیند نه راه بد را . 

  در جهان همیشه پیکار میان خوب وبد ، روشنی و تاریکی ، بیماری و سلامتی وجود دارد .

  اما آدمی باید با بدی و ظلمت و همه مظاهر شر با اختیاری که در انتخاب دارد پیکار کند .

  زرتشت با همه وجود و توانایی و به شکلی قاطع بر آن بود تا آیین راستی و درستی را منتشر کند .

  در هات چهل و سه بند هشتم می گوید :

  (( ... منم زرتشت و تا جایی که توانایی دارم ،

  دشمن دروغ پرست و یاوری توانا از برای دوستداران راستی خواهم بود ،

  تا آنکه از این راه به شهر جاودانگی توانم رسید .

  همواره این چنین تو را ستاینده و سرودگو خواهم بود ای مزدا . ))

  و بر این استوار بود و سرانجام جان بر سر چنین راهی نهاد .

 

                                                                                        *هاشم رضی*

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 13:34  توسط قصه گو |