![]() |
![]() |
|
| زرتشت در این جهان ، نخستین کسی بود که این دلیری را داشت که فکر کند دین راستین چیست ؟ |
روز خیر ( خور ) از ماه دی ، یازدهمین روز دی ماه باستانی ( پنجم دی ماه خورشیدی )
پیامبر ایران باستان اشوزرتشت
در پایان رسالتش که آموزش راستی و آرامش به انسانها بود ،
در سن هفتاد و هفت سالگی در شهر بلخ به سر می برد .
هنگامی که گشتاسب کیانی و پسرش اسفندیار ( فرمانروای بلخ ) از پایتخت خارج شده بودند .
فرمانروای تورانی ارجاسب که دشمن دیرینه ی ایرانیان بود
از فرصت استفاده نمود و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشکری بسیار به ایران فرستاد .
لشکر تورانی دروازه های شهر بلخ را با همه ی دلاوری های ایرانیان درهم شکستند
و هنگامی که اشوزرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش
در آتشکده ی بلخ به نیایش مشغـول بودند ،
با یورش سپاهیان مهاجم همگی جان باختند .
اشوزرتشت گرچه از جهان رفت و از دیده ها پنهان گشت
اما روان پاکش همراه با اندرزها و آموزش های جاودانه اش پیوسته زنده ماند
طوری که پس از هزاران سال ، نام بلندش بر سر زبانها و فروغ مهرش در درون دلهاست .
زرتشت با سروده ها و آموزش هایش دَمی زیست
و آنگاه که آنچه بر دوش خویش داشت بر زمین نهاد ، روانش به پرواز در آمد .
ای وای که ما آدمیان آنقدر در روزهای کوتاه خویش گم شده ایم
که برای زادن و مرگ اندیشه هم در پی روز و تاریخ می گردیم .
زرتشت خورشیدی بود که در بهار سربرآورد
و در دی کار اندیشه را به ما واگذار کرد و خود به تماشا بنشست .
همان قدر ساده که کودکی دست مادر را می فشارد .
حال کیست که ندا بردارد :
بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 14:23 توسط قصه گو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زرتشت پیام آور آریایی
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|